بعد از 2 سال مصرف دارو, تازه رسیدیم به اینجای خط که بیماریم پیشرفت کرده نه پسرفت.
به راحتی تموم بهم نگاه میکنه و میگه : " تنها راه حل عمله . اما ما متخصصین از عهده این عمل برنمیایم. یه فوق متخصص باید پیدا کنی که دوره ی این روش عمل رو دیده باشه و این یعنی تو یه عمل داری با هزینه خیلی بالا. فقط چند تا دکتر توی ایران این عمل رو انجام میدن و رو این حساب به فکر بیمه و این داستانا نباش .... "
داره حرف می زنه و من فقط دارم به این فکر میکنم که وقتی یه دکتر گرونی هزینه یه عمل به چشمش اومده , پس این مبلغ چقدر می تونه باشه؟
بهش میگم اگه عمل نکنم چی میشه ؟! یه لیست از عوارض رو برام میشماره که هر عارضه به تنهایی می تونه یه آدم رو از پا در بیاره.
داروها مو قطع میکنه چون می دونه که تاثیری توی بهبودی من نداره . کیفش رو از روی میز بر میداره که با رفتن من اونم مطبش رو ترک کنه. یه هو یاد دردی می افتم که مدتیه آزارم میده .
خانم دکتر درد دارم و اون در حالی که از اتاق خارج میشه میگه : " وقتی قرار نیست عمل کنی , تحملش کن !!! "
برچسب: علم بهتر است یا ثروت؟,علم بهتر است یا ثروت؟ انشای طنز,علم بهتر است یا ثروت انشا,علم بهتر است يا ثروت,علم بهتر است یا ثروت امام علی,علم بهتر است یا ثروت به زبان انگلیسی,علم بهتر است یا ثروت چرا,علم بهتر است یا ثروت طنز,علم بهتر است یا ثروت از دیدگاه نهج البلاغه,علم بهتر است یا ثروت گوشه پرت نیمکت,
نویسنده: حدیث کریمیپور