خرید بک لینک

چمدون رو روی ریل میذارم تا مسئول فرودگاه اسکن کنه ,

با تعجب و غُر میگه آخه چرا انقدر ادکلن آوردی شما ؟

من همین طور که چمدونم رو برمیدارم , گیجِ حرفش میشم که یعنی چی؟!

که البته کارهای خروج از فرودگاه , حواسم رو خیلی زود از این سوال پرت میکنه ....

.

.

توی خونه ساکم رو باز میکنم تا هر کسی سهم خودش رو از دو چیز برداره :

یک بسته شکلات و یک شیشه آدامس ..

تازه متوجه منظور مامور فرودگاه میشم!

پی نوشت:

یعنی حتی مامور هم یه درصد فکرش را نمیکرد که مسافری از اروپا بیاید و به جای عطر و ادکلن , شیشه های آدامس آورده باشه !

برچسب: نویسنده: حدیث کریمی‌پور تاريخ: شنبه 2 آذر 1398 ساعت: 11:26

صفحه بندی