دارم عادتش میدم که بعد غذا چایی بخوره , نه قبل غذا ... ![]()
....
دیشب بهش میگم : کتاب " یه عاشقانه ی آرام " آخرین اثر نادر ابراهیمی رو خوندی ؟ چیزی از عشقِ گلیهِ مرد که توی سفر با عسل - محبوب آذریش - آشنا میشه و باهاش ازدواج میکنه میدونی؟ میدونی که نادر ابراهیمی توی این کتاب, شخصیت خودش و همسرش رو باز آفرینی کرده؟
.
بخشی از کتاب رو برام میگه که بفهمم کتاب رو خونده :
" بانوی من ؛ عاشق زمزمه میکنه , فریاد نمیکشد "
بعدتر میگه :
" یادت باشه گلم , که عاشقانه ها خوندنی نیستن .... هر کسی باید عاشقانه ی آرامِ خودش رو بنویسه ..
بیا عاشقانه ی آرام خودمون رو بسازیم بانو ....
دیگه به ساعتت نگاه نکن !
تـو
تا صبح
اسیر دستهای بیقراری هستی
که همیشه بودنت را کم می آورد "
پی نوشت:
حتی یک نفــر در این دنیا
شبیه تـــو نیست آقا ...
نـه در نفســــــ کشیدن ,
نـه در نفســـ نفســــ زدن ,
و نـه از قشنگی ...
نفســــِ مرا بند آوردن ! ![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور