پسر عموم با یه خنده به حامد میگه : " شنیدم نخبه بودین و رفتین اونور آب .. "
" خب نماینده رهبر هم فرمودن که نخبه ها همون کشورهایی که رفتن بمونن. دیگه نیان اینور آب , چون ممکنه کار در شان اونا نباشه این ور آب و افسردگی بگیرن این طرفا... "
حامد یه لبخند میزنه و جوابی نمیده ..
اما من ناراحت میشم از نوع ادبیات و طنزی که توی کلام پسر عموم بود واسه اولین# دیدار با حامد.
پی نوشت :
قبل محرمیت من هر موضوعی که برام مهم بود رو با حامد کلنجار رفتم و زیر و رو کردم که نظرش رو بدونم , الا محل زندگیمون ..
واقعا اینو گذاشتم به وقت و زمان خودش با هم تصمیم بگیریم...
حالا نمیدونم اون حرف رو واقعا نماینده رهبری از سمت رهبر گفتن یا پسر عموم خواسته با ما شوخی کنه,
اما گویا واسه پسر عموم مهم تر از خود منه که حامد کجا زندگی کنه !!
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور