دیوارها معلومه که مدت زیادیه دست بچه افتاده که هر چی هنر نقاشی داره روشون پیاده کنه.
خانوم و آقای مستاجر هم دیوار اتاقها رو نشونت میدن و با خنده میگن " ببین پسرمون چیکار کرده با دیوارا و چقدرر نقاشی کشیده روی اونا .. "
تو می خندی و حرفی نمی زنی ... ولی دقیقا همون موقع یادت می افته که پارسال این واحد رو رنگ کردی و دادی دستشون.
واقعا اگه خونه ی خودشون بود میذاشتن بچه شون اینجوری کنه ؟
بعدتر یادت می افته که چرا خداوند از حق الناس# نمیگذره ....
پی نوشت :
نه یه عذر خواهی کردن ازم , و نه حتی حرفی زدن که نشون بده این کار اشتباه بوده و باید بیشتر مراقب بچه شون می بودن ...
در عوض ازم خواستن که خونه رو دوباره نقاشی کنم ! یعنی خودشون نقاش بیارن و خونه رو دوباره رنگ بزنن ... پولش رو از کرایه ای که بهم میدن کم کنن..!!!
پی نوشت :
اگر از اول شب تا به صبح مرا برهنه روی خارها بکشانند , بهتر از این است که خدا را ملاقات کنم و یک حق الناس# بر گردن من باشد. ( علی ع )
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور