خرید بک لینک
وقتی ....

* وقتی از هر چیزی تویِ موزه فیلم سوال برام درست میشه و هی تو رو می فرستم که بری و جواب سوالهام رو از مسئولش بگیری!

* وقتی می دونم شرایط مالیت رو , اما واسه اذیت کردنت, دستمو روی گرون ترین شکلات فانتزی توو مغازه گذاشتم و تو کارت اعتباریت رو , جلویِ پیشخوان صندوقدار میذاری!

* وقتی من عقیدت رو در مورد پوشش مردها می دونم ، اما واست به عمد یه آستین کوتاهِ دیگه میخرم و مجبورت میکنم که همون موقع توی خیابون بپوشی!

و تو به جای ناراحتی, دنبال یه سرویس بهداشتی توی فود کورت می گردی تا اونو همون موقع تنت کنی که راضیم کرده باشی!

* وقتی تو ساکت بالای سر من وایسادی و من دارم تمام عکسامون رو از گوشیت حذف میکنم به این دلیل که بی اجازه ی من یکیش رو به مادرت قبلا نشون داده بودی!

* وقتی من میخوام سعی کنم برات دافعه داشته باشم و کلی باید- نباید واست میارم تا حس خاصی بهم پیدا نکنی, و تو به جاش فقط میگی " باشه , چشم " !

* وقتی تو روزی 2 بار سر ساعت بهم پیام میدی که یادآوری کنی قرص های هرمونیم باید سر ساعتشون خورده بشه و منم میگم باشه, ولی نمیخورمشون و تو تازه می فهمی تمام تماسهات بیهوده بوده.

* وقتی بدون اشاره به این وبلاگ, بهت میگم که " راجع بهت توی فضای مجازی می نویسم و تو باید حلالم کنی! " .. و تو بدون هیچ سوالی فقط میگی " هر جور خودت صلاح میدونی بانو " ...

وقتی ....................

پی نوشت :

چرا مواظب خودت نیستی که اذیتت نکنم ؟؟؟

تو چرا انقدر خوب و مثبتی آخه ؟؟؟؟

* منِ خیلی بد , بدون روتوش:

وقتی اینجوری اذیتت میکنم , صورت یه مادر میاد توی نظرم ..

فکر میکنم اگه مادرت بفهمه یه دختر اینجوری تک پسرش رو اذیت میکنه, حتما انقدر ناراحت بشه از دستم که توی همون محل کارش توی حرم ، شکایت منو به امام رضا بکنه ..

واقعا نمیدونم با تو چیکار کنم ...

برچسب: نویسنده: حدیث کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:00

صفحه بندی