خرید بک لینک
دو ماه پیش یه سری قرص های هلندی برام تجویز شد که به مدد گذر از یه سری شرایط , تهیه اونا راحت شده و نیاز به ثبت در هلال احمر نیست.. درسته قرار نیست که این قرص ها جلوی پیشرفت بیماری رو بگیره , اما دردهامو کم میکنه. همین حد درد روزانه نداشتن هم, حال و هوام رو بهتر کرده ...

مدتیه به این مسئله فکر میکنم که اون دانشمندانی که مثلا این قرص ها رو می سازند و امید زندگی رو در آدمها بالا می برند , اونا هم می تونستند عمر و وقتشون رو بخوابند یا توی خوشی و لذت خودشون باشند و زمانشون رو توی لابراتوارها سپری نکنند..

اما اونا سعی کردند برای بهتر شدن دنیای پیرامونشون و آدمهای اطرافشون کاری کنند و برای این کار هم عمرشون رو هزینه کردند.

من به کسی کاری ندارم , اما به خودم کار دارم ؛ به خودم که دارم از دسترنج این آدمهای مثمر ثمر بهره میبرم کار دارم؛ من به امثال این آدمها مدیونم و مسئول.

من حق ندارم از این همه امکاناتی که دیگران در هر زمینه ای در اختیارم گذاشتند استفاده کنم و قدمی از قدم برای بهتر شدن شرایط بر ندارم.

یه قولی رو به خودم میدم و اینجا ثبت میکنم که اگه تمام سالهای عمرم را واسه دل خودم درس خوندم , سه سال آینده و تحقیقات ارشدم رو فقط با هدف " برای خدا " صرف کنم..

می دونم که دانش خیلی وسیع شده اما اگه بتونم توی تیم تحقیقاتی, کار مطالعاتی انجام بدم که جایی دیگه ادامه دار بشه و انتهاش بهبودی کوچیکی در زندگی نوع بشر بیاره , من دینِ خودم رو ادا کردم... همین.

پی نوشت : به همکاری با تیم ردیابی دعوت شدم ,خیلی به موضوعات نظامی علاقه ای ندارم , اما تا دوست مرا به کدام سمت هدایت کند ...

پی نوشت : هوا قرمز شده و بارون میاد , خدایا شکرت که می تونم از این سکوت شب و بارون لذت ببرم و ریاضیات بخونم ...

بـارانــ یاد تـوست
میان این همه یاد تــو
که از آسمان می ریزد
چـه کنم؟

برچسب: قول میدهم به انگلیسی,قول میدهم فراموشت کنم,قول میدهم, نویسنده: حدیث کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 9:24

صفحه بندی