خرید بک لینک

photo taken by my hubby

.

میگم : جشن گرفتی ؟ ... چطوری دوستات رو مهمون کردی ؟

میگه : آره ، دور هم توو دانشگاه جمع شدن، منم کیک خریدم براشون... اینم عکسش.

میگم: عه ! توو این جشن مهمِ زندگیت، رفتی بهشون تی تاپ دادی؟

میگه : اتفاق خاصی نیفتاده که ، همینم انقدر اصرار کردن دویدم رفتم از مغازه خریدم و زودی برگشتم.

.

.

.

.

من بدون روتوش:

عاشقتم پسر !

عاشق این همه سادگی ، تواضع و بی ریایی.

.

تو آنجایی ،

و " آنجا " نمی داند

که چقدر خوشبخت است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر ۱۴۰۲ساعت &nbsp توسط ری را 

برچسب: نویسنده: حدیث کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 22:48

صفحه بندی